خرید بک لینک

واقعیت اینه که بعد از گذشت دو سال ونیم، که از لحظه ورود ما به سرزمین برفی گذشته، برای اولین بار احساس میکنم این خونه ای که توش زندگی میکنیم، واقعا خونه منه و خاطرات خونه تهران داره روز به روز کم رنگ تر میشه، نسبت به شهر و کوچه خیابوناش بیشتر احساس تعلق خاطر میکنم، دیگه بافت متفاوت شهر و ساکت و آروم بودنش نسبت به تهران اذیتم نمی کنه، کافی شاپ ها، رستوران ها، خیابون ها و مراکز خریدشو دوست دارم، همونطور که سابقا مال ایران و دوست داشتم. البته باز هم هیچ جا وطن آدم نمیشه ولی به عنوان وطن دوم، اینجا هم داره برام دوست داشتنی تر میشه.

اینا رو می نویسم چون وظیفه خودم میدونم همونجوری که غم ها، سختی ها و تلخی هاشو نوشتم، حالا از خوبی هاشم براتون بگم.

حال و هوای این روزا پاییزیه و واقعا که پاییز اینجا بسیار زیباست، زیباتر از تهران. علتش هم وجود طبیعت و درختان بی شمار در سطح شهره که با رنگ های بسیار متنوع دارن خودنمایی میکنن.

جدیدا، کمتر به برگشت فکر میکنم.

خوب دارم فکر می کنم وقتی بچه هام میتونن تو یه محیط آروم که سلامت روانی و اجتماعی داره، به دور از هر نوع آلودگی، اعم از آلودگی هوا و … رشد کنن و بدون تجربیات استرس زا ، بدون فشار های روحی روانی که باعث اختلال شخصیتی میشه، بتونن به اونجایی که دوست دارن برسن و شاد باشن و زندگی رو بدون اضطراب تجربه کنن، چرا این موقعیت رو ازشون بگیرم؟

و واقعیت اینه که توی یه محیط آروم و شاد، هر کسی میدونه که به چه سمتی میخواد حرکت کنه، و معمولا آدما به سمتی حرکت میکنن که بهش علاقه داشته باشن و وقتی به چیزی یا کاری علاقه داشته باشی، طبیعیه که بیشتر موفق میشی.

و در آخر، میخوام یه بار دیگه بگم که اگه قصد مهاجرت دارین حتی الامکان سعی کنین توی سنین پایین بیاین، که توی سنین پایین سرعت سازگاری با محیط خیلی بالاتره و زودتر جذب جامعه جدید میشین.

به امید موفقیت برای همه

برچسب: نویسنده: رضا سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 16:04

صفحه بندی