خرید بک لینک

الان دقیقا یک هفته از شروع دوره کارآموزی من تو یه شرکت کانادایی میگذره. فکر کردم بد نیست که برداشت خودمو از یک محیط کار کانادایی براتون بیان کنم، شاید به دردتون بخوره.

اولین چیزی که روز اول نظرمو جلب کرد شباهت ظاهری مدیر قسمت ما و معاونش و یکی از کارمندان شرکت بود. خوب این نشون میداد که این سه نفر متعلق به یه کشور هستند. واقعیت اینه که مردم بعضی از کشورها، اینجا خیلی هوای همو دارن و وقتی مثلا یکی یه جایی کار میکنه و دستش برای استخدام بازه، ترجیحا یه هموطن رو استخدام میکنه، خاصیتی که متاسفانه باید بگم بین ایرانیا کمتر دیده میشه.

مورد دوم که برام جالب بود اینکه محیط شرکت بسیار آروم و بی صداست، این قضیه برای کسی که توی محیط پرهیاهو و شلوغ اداره های ایران کار کرده باشه اولش یه کم عجیبه، ولی بعد از یه مدت کوتاه میفهمی که کار کردن تویه جای آروم چه نعمتیه و چه قدر کمک میکنه که روی کارت تمرکز داشته باشی و نتیجه بهتری از کارت بگیری. به عبارتی تو زمان کوتاه تر راندمان بالاتری به دست میاری.

و دیگه اینکه چیزی به عنوان ساعت ناهار یا چای وجود نداره( حداقل اینجا که اینطوریه) ، هر کارمندی هر وقت بخواد ناهارشو پشت میزش یا توی Lounge میخوره و سریع بر میگرده سرکارش. توی این یک هفته من کسی رو ندیدم که وقت آزاد زیادی در طول روز داشته باشه. در واقع ساعت کاری که از هشت ونیم صبح تا چهار و نیم بعد از ظهره، به جرات میتونم بگم هشتاد درصدش کار مفیده.

یه چیز دیگه که برام خوشاینده، نظم و ترتیبه. توی هیچ قسمتی از شرکت هرج و مرج دیده نمیشه، هر چیزی دقیقا همونجاییه که باید باشه، چه از نظر فیزیکی و چه از نظر اطلاعات موجود در نرم افزار. از نظر نظافت هم هر کارمندی خودشو موظف میدونه که اگه باعث به هم ریختگی اتاق خودش یا هر قسمت دیگه شد، اونجا رو تمیز کنه و به حالت اول برگردونه.

اینایی که گفتم عمدتا نکات مثبت بودن، ولی باید بگم که نهایتا آدم های همه جای دنیا مثل همن و این قانون محکم و اصولیه که باعث تفاوت میشه.

راستی، امشب به تاریخ هفتم اکتبر دو هزار و شانزده، داره برف میاد. ظاهرا زمستون داره زودتر شروع میشه.

و پس فردا هم روز شکرگزاریه که اغلب مردم جشن میگیرن و معمولا بوقلمون درست میکنن.

برچسب: نویسنده: رضا سلیمانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 8:09

صفحه بندی