خرید بک لینک

دو سه روز پیش داشتم توی پیاده رو راه میرفتم که یک دفعه با شدت خوردم زمین. گرچه وضعیت مضحکی بود ولی بیشتر متعجب شدم. تازه بعد از چند ثانیه متوجه لایه یخ بسیار نازک و تیره ی کف پیاده رو شدم. الان دقیقا زمانیه که برفها دارن به تدریج آب میشن، یعنی روزا آب میشن و در طول شب که دمای هوا دوباره افت میکنه، این آبها دوباره یخ میزنن. این یخ ها به اسم black ice معروفن و هم برای عابرین و هم برای اتومبیلها بسیار خطرناک هستند.

بگذریم،

امروز هجدهم مارچ سال دوهزار و هفده میلادی بود که مصادف با آخرین روزهای اسفند در ایرانه. به طور دقیقتر بخوام بگم ساعات اولیه دوشنبه، بیستم مارچ مصادف با تحویل سال هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی هست.

در یک کلام و به زبان ساده، عیده، عید ایرانی، عید ما. کریسمس و تنکس گیوینگ و جشن ها و اعیاد ملل دیگه نیست که به سادگی جشن بگیریم و بگذره. این عید، یادآور خاطرات بی شمار دوران کودکی ، نوجوونی و جوونیه ، و همینه که گذشت این روزا رو توی غربت یه کم سخت میکنه.

این روزا آدم دلش هوای بوی خونه ی مادر رو میکنه، در و دیوار تمیز و پنجره های برق افتاده، قربون صدقه های مادر بزرگ ها برای نوه هاشون، عیدی گرفتن و سبزی پلو و ماهی خوردن اولین روز عید ، دورهمی. جاده های شلوغ شمال و دریا و جنگل. سیزده بدر و درخت های زیبای پر شکوفه. خلاصه اگه تو ایران هستین قدر این لحظات رو بدونین و تا میتونین ازش لذت ببرین.

گرچه منم سعی کردم تا جای ممکن به روی خودم نیارم و صبح پاشدم و سفره هفت سین رو چیدم. هم برای خودم و هم برای اینکه بچه هام یادشون نره که از کجا اومدن. مخصوصن پسر کوچکم که داره اینجا بزرگ میشه باید بدونه که ما به عنوان یه ایرانی از یک کشور، با تاریخ و هویت قوی و قدیمی اومدیم. این باعث میشه که بچه ها در عین حال که تو یه کشور جهان اولی رشد میکنن، خودشونو بشناسن و اعتماد بنفسشون زیاد بشه.

به هر حال ، امیدوارم سال جدید برای همه ایرانیان سالی سرشار از امید، شادی و سلامتی باشه.

سال نوتون پیشاپیش مبارک

برچسب: سیاه, نویسنده: رضا سلیمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:42

صفحه بندی