زوایای پنهان مهاجرت اونایی هستن که معمولا هیچ کس در موردش صحبت نمیکنه، مخصوصا با ایرانیای داخل کشور.
چرا؟
نمی دونم، شاید فکر میکنن براشون باعث سر شکستگیه که بعد از این همه تلاش و اصرار بیان کانادا و بعد از یه مدتی بیان بگن اون چیزی که فکر میکردم نبود.
نمیخوام بگم کانادا کشور بدیه یا زندگی کردن توش سخته، نه
اتفاقا کانادا یکی از مرفه ترین کشورهای دنیاست. ساپورت داءمی دولت از مردم، آموزش و پرورش به سبک موثر، هوای پاک، آرامش و نبود دغدغه ی فکری و نگرانی از آینده، خدمات پزشکی رایگان و خیلی مزایا و امکانات از کانادا برای خیلیها کشور آرزوها رو ساخته. حتا از کشورهای اروپایی مثل انگلیس و فرانسه و آلمان خیلیها مهاجرت میکنن به اینجا. تنها مشکل نبود امنیت شغلیه که بعد از یه مدتی عادی میشه.
روی سخنم بیشتر با خانم هاست. لطفا مهاجرت را با یه سفر توریستی اشتباه نگیرین، که چند روز برین تو هتل و بگردین و خوش بگذرونین و بعد هم دوباره سوار هواپیما بشین و برگردین سر خونه و زندگیتون.
نه
از همون لحظه ی اول که هواپیما از روی باند بلند میشه یه حس پشیمونی و دودلی به آدم دست میده، که تازه اولشه.
حداقل دو سه سال اول مهاجرت اون چیزی نیست که فکرشو میکردین. اینکه هر روز صبح پاشی با بهت و تعجب به در و دیوار اتاق خواب جدیدت نگاه کنی و با خودت بگی من اینجا چیکار میکنم، بعد پاشی بری سمت آشپزخونه برای درست کردن صبحانه، از پنجره به طبیعت زیبا نگاه کنی و بعد دلت دوباره هری بریزه پایین که برای چی چندین هزار کیلومتر از خانواده و عزیزان و کوچه و محل دیر آشنای خودم دور شدم و اومدم اینجا، کار ساده ای نیست.
اینکه هر روز از خودت بپرسی که تصمیم درستی گرفتم یا نه، اینکه صدای بغض کرده ی مامانت و بشنوی که دلش برای شما و نوه هاش تنگ شده و نمیخواد به روی خودش بیاره که تو رو هم ناراحت کنه، کار ساده ای نیست.
اینکه مریض شی و کسی نباشه دستتو بگیره، اینکه دلت گرفته باشه و کسی نباشه که باهاش درد دل کنی تحملش کار ساده ای نیست.
دیشب مهمون داشتیم، خانم میگفت اگه من میدونستم مهاجرت اینجوریه هرگز نمیومدم. عقاید و خاطرات مشترک زیادی با من داشت و اولین کسی نبود که با من هم عقیده بود. اینو میگم که بدونین اینا فقط نظر من نیست و خیلیا با من هم عقیده هستند که شاید به زبون نیارن. ولی خوب خیلیا هم هستند که معیاراشون فرق میکنه، برای اونا زندگی تو یه محیط ازاد مهمه و اینکه بتونن نداشته هاشونو توی ایران جبران کنن، مثلا یه خونه ی دوبلکس حیاط دار بخرن با چند تا ماشین آخرین مدل و سفرهای متفرقه به کشورهای مختلف و هر نوع ورزشی که دوست داشته باشن و… . که البته همه ی اینا هم خیلی خوبه ولی در صورتی که بتونی غربت رو تحمل کنی.
خلاصه اینا واقعیت های پنهان مهاجرت بود که گفتم و خواندید
شاید براتون خوشایند نباشه ولی من باید میگفتم.
برچسب: زوایای پنهان کودتای ترکیه,زوایای پنهان زندگی ای,زوایای پنهان غدیر,زوایای پنهان,زوایای پنهان پرونده ریحانه جباری,زوایای پنهان زندگی,زوایای پنهان فتنه 88,زوایای پنهان توافق ژنو,کتاب زوایای پنهان غدیر,دانلود کتاب زوایای پنهان غدیر,
نویسنده: رضا سلیمانی